integrated system

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·te·grat·ed sys·tem/ˈɪntəɡreɪtɪd ˈsɪstəm/
noun (اسم)technicalplural (جمع): integrated systems

اسم — سامانهٔ یکپارچه

سامانهٔ یکپارچهسیستم یکپارچه

سامانه‌ای که اجزای جداگانه‌اش مانند یک کلِ به‌هم‌پیوسته کار می‌کنند.

A system whose separate parts work together as one connected whole.

«بیمارستان یک سامانهٔ یکپارچه برای پرونده‌ها نصب کرد.»

The hospital installed an integrated system for records.

«سامانهٔ یکپارچه کارهای تکراری را کم می‌کند.»

An integrated system reduces duplicate work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000