بازگشت

intention

in·ten·tion/ɪnˈtɛnʃən/
noun (اسم)common
قصدنیتهدف

چیزی که قصد انجام آن را دارید؛ هدف یا نقشه‌ای که در ذهن دارید

a thing intended; an aim or plan

«نیت او این بود که زود تمام کند.»

Her intention was to finish early.

«او با بهترین نیت‌ها عمل کرد.»

He acted with the best intentions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aimهدف

رایج است. معمولاً هنگام اشاره به هدف یا مقصود جایگزین intention می‌شود، مثلاً «هدف من کمک است.» کمتر وقتی به برنامه ذهنی محض اشاره می‌شود کاربرد دارد.

Common. Can usually replace 'intention' when referring to a goal or purpose, e.g. 'My aim is to help.' Works less well when referring to mental plans alone.

purposeمنظور

رسمی/رایج. در بیان دلیل یا هدف غالباً با intention قابل تعویض است، اما بار معنایی قوی‌تری دارد.

Formal/common. Often used interchangeably with 'intention' when describing a reason or goal but with a slightly stronger sense of meaning.

planطرح

رایج است. به طور خاص به یک برنامه تصمیم‌گرفته شده اشاره دارد، بنابراین وقتی منظور ایده آماده‌شده باشد می‌تواند جانشین intention شود.

Common. Refers specifically to a decided course of action, so can replace 'intention' when it implies a prepared or thought-out idea.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000