internal conflict

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ter·nal con·flict/ɪnˈtɜrnəl ˈkɑnflɪkt/
noun (اسم)commonplural (جمع): internal conflicts

اسم — کشمکش درونی

کشمکش درونیاختلاف داخلی

اختلاف یا کشمکشی که درون یک فرد، گروه یا سازمان شکل می‌گیرد.

A disagreement or struggle within a person, group, or organization.

«اختلاف داخلی تصمیم‌گیری را به تأخیر انداخت.»

Internal conflict delayed the decision.

«او دربارهٔ رفتن دچار کشمکش درونی بود.»

She felt internal conflict about leaving.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000