keep the wolf from the door

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/kiːp ðə wʊlf frəm ðə dɔr/
phrase (عبارت)literary

عبارت — حداقل معاش را تأمین کردن

حداقل معاش را تأمین کردناز فقر نجات یافتن

آن‌قدر پول درآوردن که از گرسنگی یا فقر شدید در امان بمانی.

to earn enough money to avoid hunger or extreme poverty.

«شیفت‌های اضافی حداقل خرج زندگی را تأمین می‌کند.»

The extra shifts keep the wolf from the door.

«کارش به‌سختی او را از فقر نجات می‌داد.»

Her job barely kept the wolf from the door.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000