kick into the long grass

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick in·to the long grass/kɪk ˈɪntu ðə lɔŋ ɡræs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کش‌دادن

کش‌دادنبه تعویق طولانی انداختن

رسیدگی به یک مسئله را برای مدت طولانی عقب انداختن.

To postpone dealing with a problem for a long time.

«آن‌ها رسیدگی به مسئله را برای مدت زیادی عقب انداختند.»

They kicked the issue into the long grass.

«این مشکل را مدام به تعویق نینداز.»

Don't kick this problem into the long grass.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000