kick the bucket

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

kick the buck·et/kɪk ðə ˈbʌkɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مردن

مردنفوت کردن

مردن؛ معمولاً با لحنی شوخی‌آمیز یا بی‌ملاحظه.

To die.

«او شوخی می‌کرد که روزی خواهد مرد.»

He joked that he would kick the bucket someday.

«آن ماشین قدیمی بالاخره از کار افتاد.»

The old car finally kicked the bucket.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000