بازگشت

kingdom

king·dom/ˈkɪŋ.dəm/
kinga male monarch or ruler-domdomain or state
noun (اسم)common
plural (جمع): kingdoms
پادشاهیشاهنشاهی

کشور یا سرزمینی که تحت فرمان یک پادشاه یا ملکه است.

A country or territory ruled by a king or queen.

«عربستان سعودی یک پادشاهی است که توسط یک پادشاه اداره می‌شود.»

Saudi Arabia is a kingdom ruled by a king.

«پادشاهی پس از جنگ مرزهای خود را گسترش داد.»

The kingdom expanded its borders after the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realmقلمرو

رسمی. معنی مشابه دارد اما اغلب به قلمرو وسیع‌تر یا انتزاعی‌تر اشاره دارد، مثل «قلمرو علم». معمولاً برای دولت‌ها استفاده نمی‌شود.

Formal. Similar in meaning but often denotes a broader or more abstract territory, e.g. 'the realm of science.', not commonly used for political states.

monarchyسلطنت

رسمی. به سیستم حکومتی با یک پادشاه اشاره دارد، نه خود سرزمین.

Formal. Refers specifically to a system of government with a monarch, not the territory itself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000