leave someone no choice

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

leave some·one no choice/liv ˈsʌmwʌn noʊ tʃɔɪs/
phrase (عبارت)common

عبارت — چاره‌ای نگذاشتن

چاره‌ای نگذاشتنمجبور کردن

شرایطی ایجاد کردن که کسی هیچ گزینه‌ای جز انجام کاری نداشته باشد.

To force someone to do something because no other option is available.

«طوفان چاره‌ای جز ماندن برای ما نگذاشت.»

The storm left us no choice but to stay.

«دروغ‌های او هیچ انتخابی برایش باقی نگذاشت.»

His lies left her no choice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000