let slip
/lɛt slɪp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — ناخواسته لو دادن
ناخواسته لو دادناز دهان دررفتن
یعنی ناخواسته یا بیآنکه قصد داشته باشی اطلاعاتی را لو بدهی.
To reveal information accidentally or without intending to.
«او ناخواسته گفت که دارد نقل مکان میکند.»
“He let slip that he was moving away.”
«او خبر را هنگام ناهار ناخواسته لو داد.»
“She let the news slip during lunch.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — از دست دادن
از دست دادنرها شدن
یعنی بگذاری چیزی از دست یا کنترل تو رها شود.
To allow something to escape from one's hand or control.
«او گذاشت طناب از میان انگشتانش سر بخورد.»
“She let the rope slip through her fingers.”
«نگذار این فرصت از دستت برود.»
“Do not let this opportunity slip away.”