let something slip

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

let some·thing slip/lɛt ˈsʌmθɪŋ slɪp/
1phrase (عبارت)common

عبارت — ناخواسته لو دادن

ناخواسته لو دادنسهواً فاش کردن

اطلاعاتی را ناخواسته فاش کردن.

To reveal information accidentally.

«او راز سورپرایز را سر شام ناخواسته لو داد.»

He let the surprise slip at dinner.

«اسم او را ناخواسته فاش نکن.»

Don't let her name slip.

2phrase (عبارت)common

عبارت — از دست دادن

از دست دادنرها کردن

چیزی را از دست دادن یا در نگه‌داشتنش کوتاهی کردن.

To fail to keep control of something or allow it to be missed.

«این فرصت را از دست نده.»

Don't let this opportunity slip.

«طناب از میان انگشتانش رها شد.»

She let the rope slip through her fingers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000