بازگشت

liberal

lib·er·al/ˈlɪbərəl/
liber-free-alrelated to
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more liberalsuperlative (عالی): most liberal
لیبرالآزاداندیش

باز به ایده‌های نو و متمایل به تغییر ارزش‌های سنتی؛ طرفدار پیشرفت و اصلاحات.

Open to new ideas and willing to discard traditional values; supporting progress and reform.

«او دیدگاه‌های لیبرال درباره مسائل اجتماعی دارد.»

She holds liberal views on social issues.

«دولت لیبرال آزادی بیان را تشویق کرد.»

The liberal government encouraged free speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
progressiveپیشرو

رسمی/رایج. وقتی منظور حمایت از اصلاحات اجتماعی یا سیاسی است جایگزین liberal می‌شود، مثلا «سیاست‌های پیشرو». برای نگرش عمومی کمتر کاربرد دارد.

Common/formal. Can replace 'liberal' when referring to support for social or political reform, e.g. ‘progressive policies’. Less suitable for general attitudes.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): liberals
لیبرالآزاداندیش

شخصی که طرفدار ایده‌های آزاداندیشانه، مخصوصاً در سیاست است و به تغییر و اصلاح تمایل دارد.

A person who supports liberal ideas, especially in politics; open to change and reform.

«او یک لیبرال شناخته‌شده در مجلس است.»

He is a well-known liberal in the parliament.

«لیبرال‌ها اغلب از برابری اجتماعی حمایت می‌کنند.»

Liberals often advocate for social equality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
progressiveپیشرو

رسمی/رایج. به کسانی گفته می‌شود که طرفدار اصلاحات هستند. در سیاست اغلب به جای liberal به کار می‌رود.

Formal/common. Refers to people favoring reform. Often used interchangeably with 'liberal' in politics.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000