loosen someone's tongue

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

loo·sen someone's tongue/ˈluːsən ˈsʌmwʌnz tʌŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — زبان کسی را باز کردن

زبان کسی را باز کردنبه حرف آوردن

باعث شدن کسی راحت‌تر و آزادانه‌تر حرف بزند، معمولاً پس از آرام‌شدن.

To make someone speak more freely, often after becoming relaxed.

«چای گرم زبانش را باز کرد.»

The warm tea loosened her tongue.

«کمی تشویق او را به حرف آورد.»

A little praise loosened his tongue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encourageتشویق کردن

روزمره. برای واداشتن کسی به حرف‌زدن می‌تواند جای آن بیاید، اما این عبارت می‌رساند که خجالت یا خودداری او کمتر شده است.

Everyday. It can replace the phrase when prompting someone to speak, but 'loosen someone's tongue' suggests that inhibition has been reduced.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000