بازگشت
noun (اسم)common
وفاداریدلبستگی
ویژگی وفادار و متعهد بودن به یک فرد، گروه یا هدف.
The quality of being faithful and devoted to a person, group, or cause.
«وفاداری او به شرکت توسط همه تحسین شد.»
“Her loyalty to the company was admired by all.”
«وفاداری میان دوستان بسیار مهم است.»
“Loyalty between friends is very important.”
تفاوت با واژههای مشابه
faithfulness— وفاداری
رسمی. تقریباً همیشه در زمینه وفاداری به رابطه یا عقیده قابل جایگزینی است.
Formal. Almost always interchangeable in contexts of relationship or allegiance, e.g., 'faithfulness to a cause.'
allegiance— تعهد
رسمی. معمولاً برای وفاداری به دولت یا حاکمان به کار میرود و اغلب برای وفاداری شخصی نیست.
Formal. Used mostly for loyalty to governments or rulers; not generally for personal loyalty.