بازگشت

disloyalty

dis·loy·al·ty/dɪsˈlɔɪəlti/
dis-negation / notloyalfaithful, supportive-tystate or quality
noun (اسم)formal
بی‌وفاییعدم وفاداری

حالت عدم وفاداری یا پشت کردن به فرد، گروه یا باور خاصی.

The quality or state of being unfaithful or not loyal to someone or something, especially a person, group, or cause.

«بی‌وفایی او نسبت به تیم همه را شوکه کرد.»

His disloyalty to the team shocked everyone.

«بی‌وفایی در یک رابطه می‌تواند مشکلات جدی ایجاد کند.»

Disloyalty in a relationship can cause serious problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
treacheryخیانت

رسمی و قوی. نشان‌دهنده خیانت به اعتماد است و در زمینه‌های جدی مانند خیانت سیاسی یا شخصی کاربرد دارد.

Formal/strong. Implies betrayal of trust and is often used in serious contexts like political or personal betrayal.

faithlessnessبی‌وفایی

رسمی. تأکید بر فقدان ایمان یا وفاداری دارد و در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes lack of faith or fidelity, similar to disloyalty but less common in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000