بازگشت

main character

main char·ac·ter/meɪn ˈkærɪktər/
noun (اسم)common
plural (جمع): main characters
شخصیت اصلیقهرمان داستان

مهم‌ترین شخصیت داستان، نمایش‌نامه یا فیلم که داستان حول او می‌چرخد.

The most important character in a story, play, or movie, around whom the plot centers.

«هری پاتر شخصیت اصلی مجموعه است.»

Harry Potter is the main character of the series.

«شخصیت اصلی داستان در طول قصه خیلی تغییر می‌کند.»

The main character changes a lot throughout the story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protagonistقهرمان داستان

رسمی. به‌ویژه در ادبیات و نمایش برای شخصیت اصلی به کار می‌رود؛ در زمینه‌های ادبی جایگزین مناسبی است ولی در سخن روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Specifically used in literature and drama to denote the leading character; interchangeable in literary contexts but less so in casual speech.

heroقهرمان

رایج. معمولاً بر ویژگی‌های مثبت یا دلاوری دلالت دارد؛ وقتی بر قهرمانی تأکید باشد جایگزین مناسبی است ولی برای توصیف خنثی کاربرد ندارد.

Common. Often implies admirable qualities or bravery; can replace 'main character' when emphasizing heroism but not for neutral descriptions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000