make hard work of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk hɑrd wɜrk əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کاری را سخت کردن

کاری را سخت کردنبی‌جهت به خود سخت گرفتن

کاری را بی‌دلیل دشوارتر از آنچه لازم است انجام دادن.

To do something in a way that makes it seem more difficult than necessary.

«او کارهای ساده را بی‌دلیل سخت می‌کند.»

He makes hard work of simple tasks.

«پر کردن فرم را برای خودت دشوار نکن.»

Do not make hard work of the form.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000