make waves

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk weɪvz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دردسر درست کردن

دردسر درست کردنموج ایجاد کردن

ایجاد مشکل یا اختلال قابل توجه، مخصوصاً در زمینه‌های اجتماعی یا سیاسی.

To cause trouble or create a noticeable disturbance, especially in a social or political context.

«او معمولاً هرجا می‌رود دردسر درست می‌کند.»

He tends to make waves wherever he goes.

«سعی کن در طول جلسه دردسر درست نکنی.»

Try not to make waves during the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000