make time
/meɪk taɪm/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — وقت باز کردن
وقت باز کردنزمان پیدا کردن
با وجود برنامه شلوغ، زمانی برای کاری پیدا یا اختصاص دادن.
To find or create enough time for something despite a busy schedule.
«برای دیدنت فردا زمان پیدا میکنم.»
“I'll make time to see you tomorrow.”
«او همیشه برای خانوادهاش وقت میگذارد.»
“She always makes time for her family.”
تفاوت با واژههای مشابه
allocate— اختصاص دادن
رسمی. وقتی به اختصاص دادن زمان یا منابع اشاره دارد، معمولاً قابل تعویض است.
Formal. Often interchangeable when specifically assigning time or resources, e.g., 'allocate time for exercise.'