بازگشت
1verb (فعل)common
past (گذشته): madepast participle (مفعولی): made-ing (حال): making3rd (سوم): makes
ساختندرست کردنتولید کردن
عمل ساختن، تولید کردن یا شکل دادن چیزی.
The act of creating, building, or forming something.
«او در حال پخت کیک برای مهمانی است.»
“She is making a cake for the party.”
«آنها در پروژه پیشرفت خوبی میکنند.»
“They are making good progress on the project.”
تفاوت با واژههای مشابه
creating— خلق کردن / ایجاد کردن (در حال ساختن، ایجاد کردن، پختن و غیره.) — عملیات. در معنای کلیتر و انتزاعیتر 'ایجاد کردن' یا 'خلق کردن' چیزی، مانند 'ایجاد یک اثر هنری' استفاده میشود. مثلاً: 'Creating a masterpiece requires skill.' (خلق یک شاهکار به مهارت نیاز دارد.) نمیتوان برای کارهای روزمره مانند 'درست کردن چای' استفاده کرد. (Creating tea is unusual.) تنها در صورتی که منظور ایجاد چیزی از هیچ یا برای اولین بار باشد جایگزین میشود، در غیر این صورت 'make' رایجتر است. — ایجاد یک اثر هنری یا یک ایده جدید.
producing— تولید کردن / محصول دادن. عملیات. به خصوص در زمینههای صنعتی یا مقیاس بزرگ به جای 'ساختن' چیزی به صورت دستی یا برای استفاده شخصی به کار میرود. مثلاً: 'The factory is producing new cars.' (کارخانه در حال تولید خودروهای جدید است.) نمیتوان برای کارهای کوچک و فردی مانند 'درست کردن ساندویچ' استفاده کرد. (Producing a sandwich is overly formal.) فقط در زمینه تولید صنعتی یا خروجی محصول جایگزین میشود.
2noun (اسم)common
ساختتولیدتهیه
فرآیند یا عمل تولید یا خلق چیزی.
The process or act of producing or creating something.
«ساخت این فیلم چندین سال طول کشید.»
“The making of this film took several years.”
«او به ساخت صنایع دستی سنتی علاقهمند است.»
“He is interested in the making of traditional crafts.”
تفاوت با واژههای مشابه
creation— آفرینش / ایجاد. عملیات. به خصوص وقتی به خلق چیزی با ارزش هنری یا خلاقانه اشاره دارد. مثلاً: 'The creation of the universe is a mystery.' (آفرینش جهان یک راز است.) 'The creation of a sandwich' صدایی عجیب میدهد. فقط وقتی به خلق چیزی برای اولین بار یا با تأکید بر خلاقیت اشاره دارد جایگزین میشود.
production— تولید / محصول. عملیات. در زمینه تولید انبوه یا صنعتی. مثلاً: 'The production of smartphones increased last year.' (تولید گوشیهای هوشمند سال گذشته افزایش یافت.) 'The production of a small handmade gift' کمتر رایج است. فقط در زمینه خروجی صنعتی یا مقیاس بزرگ جایگزین میشود.