middleman

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mid·dle·man/ˈmɪd.əl.mæn/
middlecenter or intermediate positionmana person
noun (اسم)commonplural (جمع): middlemen

اسم — واسطه

واسطهدلال

فردی که بین دو طرف به خصوص در کسب‌وکار یا معاملات واسطه می‌شود.

A person who acts as an intermediary between two parties, especially in business or trade.

«واسط معامله بین خریدار و فروشنده را ترتیب داد.»

The middleman arranged the deal between the buyer and seller.

«آن‌ها یک واسطه برای مذاکره قرارداد استخدام کردند.»

They hired a middleman to negotiate the contract.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intermediaryواسط

رسمی. معمولاً در زمینه کسب‌وکار جایگزین مناسب است اما در مکالمات عمومی کمتر کاربرد دارد.

Formal. Can replace 'middleman' mostly in formal or business contexts but less common in everyday speech.

brokerکارگزار

فنی/کسب‌وکاری. اشاره به کسی دارد که معاملات را به‌خصوص در مالی مدیریت می‌کند. همیشه با middleman قابل تعویض نیست.

Technical/business. Refers specifically to someone who arranges transactions, especially in finance. Not always interchangeable with 'middleman'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000