بازگشت

mirage

mi·rage/mɪˈrɑːʒ/
1noun (اسم)common
plural (جمع): mirages
سرابتوهم نوری

یک توهم بصری که معمولاً در بیابان‌ها یا جاده‌های داغ دیده می‌شود و باعث می‌شود اشیاء دور دست به‌صورت کج یا مانند انعکاس در آب دیده شوند.

An optical illusion, usually seen in deserts or hot roads, where distant objects appear displaced or distorted as if reflected by water.

«مسافران بیابان اغلب سرابی را در افق می‌بینند.»

Travelers in the desert often see a mirage on the horizon.

«جاده داغ سرابی ایجاد کرد که شبیه دریاچه بود.»

The hot road created a mirage that looked like a lake.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): mirages
توهمآرزوهای دست‌نیافتنی

چیزی غیرواقعی یا دست‌نیافتنی، امید یا آرزویی که احتمال تحقق آن کم است.

Something unattainable or illusory, a hope or desire that is unlikely to be realized.

«ایده برنده شدن در لاتاری فقط یک توهم برای او بود.»

The idea of winning the lottery was just a mirage for him.

«رویاهایش درباره شهرت تبدیل به توهم شدند.»

Her dreams of fame turned out to be a mirage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
illusionتوهم

روزمره. به هر ایده یا باور نادرست اشاره دارد و وقتی غیرقابل رسیدن بودن مهم است جایگزین می‌شود.

Common. Refers to any false idea or belief, interchangeable when emphasizing unattainability, e.g. 'He chased an illusion.'

pipe dreamآرزوهای دست‌نیافتنی

غیررسمی. به امیدهای غیرواقعی یا خیالی اشاره دارد و بیشتر در مکالمه کاربرد دارد.

Informal. Specifically implies a fantastic or unrealistic hope, used in casual speech. Not interchangeable in literal visual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000