misfortunate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌmɪsˈfɔːrtʃənɪt/
mis-wrongly,badlyfortunatehaving good luck
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more misfortunatesuperlative (عالی): most misfortunate

صفت — بدشانس

بدشانسناموفق

بدشانسی؛ خوش‌شانس نبودن.

Having bad luck; unlucky.

«او یک مسافر بدشانس است.»

She is a misfortunate traveler.

«اتفاقات بدشانس برای همه رخ می‌دهد.»

Misfortunate events happen to everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unfortunateبدشانس

رایج است، تقریباً برابر؛ misfortunate کمتر رایج است.

Common. Almost interchangeable; 'misfortunate' is less common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000