بازگشت

objectively

ob·jec·tive·ly/əbˈdʒɛktɪvli/
adverb (قید)formal
type (نوع): manneradjective (صفت): objectiveposition (جایگاه): end
به‌صورت عینیبی‌طرفانه

به گونه‌ای که تحت تأثیر احساسات یا نظرات شخصی نباشد

In a way that is not influenced by personal feelings or opinions

«قاضی باید بدون تعصب به پرونده نگاه کند.»

The judge must consider the case objectively.

«حقایق را بی‌طرفانه گزارش کنید.»

Report the facts objectively.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impartiallyبی‌طرفانه

رسمی. به معنای بدون تعصب است؛ در بسیاری از زمینه‌ها جایگزین objectively است.

Formal. Means without bias; interchangeable with objectively in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000