off one's block
/ɔf wʌnz blɑk/
phrase (عبارت)slang
عبارت — دیوانه بودن
دیوانه بودنعقلش را از دست دادن
دیوانه یا بسیار غیرمنطقی رفتار کردن.
Crazy or behaving in a very irrational way.
«باید عقلش را از دست داده باشد که موافقت کرده است.»
“He must be off his block to agree.”
«مگر دیوانهای؟ این کار خطرناک است.»
“Are you off your block? That is dangerous.”