off one's feed
/ɔf wʌnz fid/
phrase (عبارت)informal
عبارت — بیاشتها بودن
بیاشتها بودنمیل غذا نداشتن
معمولاً بهخاطر بیماری یا نگرانی، میل غذا نداشتن.
Not wanting to eat, usually because of illness or worry.
«بچه امروز بیاشتها بوده است.»
“The child has been off her feed today.”
«استرس باعث شد میل غذا نداشته باشد.»
“Stress left him off his feed.”