on the boob
/ɑn ðə bub/
phrase (عبارت)slang
عبارت — مقرری بیکاری گرفتن
مقرری بیکاری گرفتنکمکهزینهٔ دولتی گرفتن
از مقرری بیکاری یا کمکهزینهٔ دولتی استفاده کردن.
receiving unemployment benefits or public assistance
«بعد از بیکارشدن مقرری بیکاری میگرفت.»
“He was on the boob after losing his job.”
«آنها چند ماه از کمکهزینهٔ دولتی استفاده کردند.»
“They lived on the boob for several months.”