on the cuff

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə kʌf/
phrase (عبارت)informal

عبارت — نسیه

نسیهبا پرداخت بعدی

نسیه و با قرار پرداخت در آینده.

on credit, with payment to be made later

«او ناهار را نسیه خرید.»

He bought lunch on the cuff.

«آن مغازه دیگر نسیه نمی‌فروشد.»

The shop no longer sells on the cuff.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000