on the clock

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə klɑk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — سر کار بودن

سر کار بودندر ساعت کاری بودن

در ساعت کاری و در حال انجام کارِ مزدبگیر بودن.

working during paid work hours

«وقتی سر کاری از شبکه‌های اجتماعی استفاده نکن.»

Don't use social media while you are on the clock.

«او تا ساعت پنج سر کار است.»

She is on the clock until five.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000