on the edge of one's seat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ði ɛdʒ əv wʌnz sit/
phrase (عبارت)common

عبارت — میخکوب شدن

میخکوب شدنبا هیجان منتظر بودن

با هیجان یا اضطراب زیاد منتظر اتفاق بعدی بودن.

very excited or anxious about what will happen next

«قسمت آخر مرا میخکوب کرد.»

The final episode kept me on the edge of my seat.

«در وقت اضافه با هیجان منتظر بودیم.»

We sat on the edge of our seats during overtime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000