on the cusp

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə kʌsp/
phrase (عبارت)formal

عبارت — در آستانه

در آستانهلبهٔ تغییر

در آستانه یک تغییر یا رویداد مهم بودن.

at the point just before an important change or event

«شهر در آستانه رشد بزرگی است.»

The city is on the cusp of major growth.

«او در آستانه شغلی تازه بود.»

She stood on the cusp of a new career.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000