بازگشت

operates

op·er·ates/ˈɒpəreɪts/
operwork, function-ateverb-forming suffix-sthird person singular present
verb (فعل)common
past (گذشته): operatedpast participle (مفعولی): operated-ing (حال): operating3rd (سوم): operates
عمل می‌کندکار می‌کند

شکل سوم شخص مفرد حال فعل operate؛ کار کردن یا کنترل کردن

third person singular present of operate; to function or control

«او به دقت دستگاه‌ها را کار می‌کند.»

He operates the machinery carefully.

«بیمارستان به‌صورت ۲۴ ساعته فعالیت می‌کند.»

The hospital operates 24 hours a day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
runsراه‌اندازی می‌کند

رایج. به اداره یا باعث کارکردن اشاره دارد؛ اغلب در کسب‌وکار یا ماشین‌ها قابل تعویض است.

Common. Refers to managing or causing to function; often interchangeable with operates in business or machines.

functionsعمل می‌کند

رسمی/خنثی. به معنی کار کردن به شکل هدفمند؛ در بسیاری از زمینه‌ها هم معنی است.

Formal/neutral. Means working as intended; synonym in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000