out of harness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of har·ness/aʊt əv ˈhɑrnəs/
phrase (عبارت)dated

عبارت — از کار کنار بودن

از کار کنار بودنبازنشسته بودن

مشغول کار نبودن یا دیگر در استخدامِ منظم نبودن.

Not working or no longer in regular employment.

«او از زمان بازنشستگی دیگر سرِ کار نرفته است.»

He has been out of harness since retiring.

«آن اسب تمام هفته کار نکرد.»

The horse stayed out of harness all week.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000