out of one's fingers

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of one's fin·gers/aʊt əv wʌnz ˈfɪŋɡərz/
phrase (عبارت)dated

عبارت — از دستِ کسی خارج شدن

از دستِ کسی خارج شدناز اختیار کسی رفتن

دیگر در اختیار یا دسترسِ کسی نبودن؛ تعبیری کم‌کاربرد.

No longer within someone’s control or grasp; a rare expression.

«آن زمان دیگر تصمیم از اختیار او خارج شده بود.»

The decision was out of his fingers by then.

«وقتی پیام فرستاده شد، دیگر از دست او خارج بود.»

Once sent, the message was out of her fingers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000