out of spoons
/aʊt əv spunz/
phrase (عبارت)informal
عبارت — انرژی نداشتن
انرژی نداشتنتوان انجام کاری نداشتن
دیگر برای انجام کارها انرژی ذهنی یا جسمی نداشتن؛ در استعارهای که «قاشق» را نماد انرژی محدود میداند.
Having no mental or physical energy left for tasks, in the metaphor of “spoons” as limited energy.
«بعد از آن جلسه دیگر انرژی ندارم.»
“I am out of spoons after that meeting.”
«او امروز دیگر توانی برای کاری ندارد.»
“She is out of spoons today.”