بازگشت

overabundance

o·ver·a·bun·dance/ˌoʊvərəˈbʌndəns/
over-excessive / too muchabundancea large quantity of something
noun (اسم)formal
فزونی بیش از حدافراطزیادی

مقدار یا شمار چیزی که فراتر از حد نیاز یا کافی باشد.

A quantity of something that is more than enough; an excessive amount.

«در مهمانی غذای زیادی بیش از حد نیاز بود.»

There was an overabundance of food at the party.

«بازار به دلیل فزونی بیش از حد محصولات دچار مشکل شد.»

The market suffered due to an overabundance of products.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glutفراوانی بیش از حد

غیررسمی. وقتی می‌خواهیم تأکید کنیم مقدار بیش از حد است جایگزین است — مثل «فراوانی بیش از حد غذا»، ولی برای مفاهیم انتزاعی کاربرد ندارد. بیشتر در زمینه‌های اقتصادی به کار می‌رود.

Informal. Interchangeable when emphasizing an excessive supply — 'a glut of food' fits, but not for abstract concepts. Used mainly in economic or market contexts.

surfeitافراط

رسمی. در متون رسمی برای نشان دادن مقدار زیاد خصوصاً غذا یا نوشیدنی به کار می‌رود — مثل «افراط در نوشیدن شراب». کمتر در گفتار روزمره دیده می‌شود.

Formal. Interchangeable in formal contexts to indicate too much of something, especially food or drink — 'a surfeit of wine' is common. Less used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000