بازگشت

surfeit

sur·feit/ˈsɜːr.fɪt/
sur-over, beyondfeitmade, done (from Old French 'faire')
1noun (اسم)formal
زیاده‌رویافراطپرخوری

مقدار خیلی زیاد چیزی، به‌ویژه غذا یا نوشیدنی، که باعث ناراحتی یا تهوع می‌شود.

An excessive amount of something, especially food or drink, causing discomfort or disgust.

«او از زیاده‌روی در خوردن غذای چرب در ضیافت رنج برد.»

He suffered a surfeit of rich food at the banquet.

«زیاده‌روی در خوردن شیرینی‌ها باعث دل‌دردش شد.»

A surfeit of sweets gave her a stomachache.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excessزیاده

رایج. معمولاً در معنای کلی زیاد بودن استفاده می‌شود اما 'surfeit' اغلب اشاره به زیاده‌روی ناراحت‌کننده دارد.

Common. Generally interchangeable for any surplus amount but 'surfeit' often implies overindulgence causing discomfort.

overindulgenceزیاده‌روی

رسمی. هنگامی که مصرف بیش از حد به ویژه غذا یا نوشیدنی مد نظر باشد استفاده می‌شود، مشابه surfeit.

Formal. Used when emphasizing excessive consumption, especially of food or drink, similar to surfeit.

متضادها
2verb (فعل)formalpast (گذشته): surfeitedpast participle (مفعولی): surfeited-ing (حال): surfeiting3rd (سوم): surfeits
زیاده‌روی کردنبیش از حد خوردناشباع کردن

باعث شدن کسی به دلیل دریافت بیش از حد چیزی، به‌ویژه غذا یا نوشیدنی، بیمار یا دل‌زده شود.

To cause someone to become sick or disgusted by providing too much of something, especially food or drink.

«آنها در مهمانی بیش از حد شیرینی خوردند.»

They surfeited themselves with sweets at the party.

«شاه به خاطر خوردن بیش از حد غذاهای سنگین اشتهایش را از دست داد.»

The king was surfeited with rich dishes and lost his appetite.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overfeedبیش‌خوراندن

رایج. معمولاً برای اشاره به دادن غذای زیاد، به‌ویژه به حیوانات یا انسان‌ها، جایگزین است.

Common. Interchangeable generally when referring to feeding too much food, especially to animals or people.

overindulgeزیاده‌روی کردن

رایج. وقتی کسی به خود یا دیگران بیش از حد چیزی، معمولاً غذا یا نوشیدنی، می‌دهد به کار می‌رود، مشابه surfeit.

Common. Used when someone allows themselves or others too much of something, usually food or drink, similar to surfeit.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000