overblowing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·blow·ing/ˌoʊvərˈbloʊɪŋ/
over-excessive or beyondblowto expel air-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): overblewpast participle (مفعولی): overblown-ing (حال): overblowing3rd (سوم): overblows

فعل — زیاد دمیدن

زیاد دمیدنبیش از حد دمیدن

بیش از حد یا خیلی شدید دمیدن، شکل حال استمراری.

Blowing too hard or beyond a proper limit, present participle.

«او بیش از حد ترومپت می‌زد و لب‌هایش آسیب دید.»

He was overblowing the trumpet and hurting his lips.

«برای حفظ صدای واضح، از دمیدن زیاد به نی خودداری کن.»

Avoid overblowing the reed instrument to keep sound clear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000