overbites

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·bites/ˈoʊvərˌbaɪts/
over-excessive or beyondbiteto grasp or cut with teeth-sthird person singular present
verb (فعل)technicalpast (گذشته): overbitpast participle (مفعولی): overbitten-ing (حال): overbiting3rd (سوم): overbites

فعل — دارای اوربایت بودن

دارای اوربایت بودنبیش از حد گاز گرفتن

دارای پوشش عمودی زیاد دندان‌های جلو در بالا بر روی دندان‌های پایین، سوم‌شخص مفرد حال.

Has an excessive vertical overlap of the upper front teeth over the lower front teeth, third person singular present.

«او اوربایت دارد که باعث کمی اختلال گفتار شده است.»

He overbites, causing some speech difficulty.

«دندان‌پزشکان بیمارانی که اوربایت دارند را برای بهبود گاز گرفتن درمان می‌کنند.»

Dentists treat patients who overbite to improve bite.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000