بازگشت

permission

per·mis·sion/pərˈmɪʃən/
per-completely, thoroughlymitsend-ionaction or condition
noun (اسم)common
اجازهمجوزرضایت

اجازه یا رضایت برای انجام کاری

The consent or authorization to do something

«برای ورود به این منطقه باید اجازه داشته باشید.»

You need permission to enter this area.

«او درخواست اجازه کرد تا زود برود.»

She asked for permission to leave early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
authorizationمجوز

رسمی. در زمینه‌های حقوقی یا رسمی به جای permission به کار می‌رود؛ کمتر در مکالمه معمولی استفاده می‌شود.

Formal. Used in official or legal contexts as a synonym for permission; less common in casual speech.

consentرضایت

رسمی. به رضایت آگاهانه در موارد حقوقی یا پزشکی اشاره دارد. در اغلب موارد به جای permission در موقعیت‌های رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Implies informed or voluntary agreement, often in legal or medical contexts. Can replace permission mostly in formal situations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000