pragmatically
به صورت عملگرایانه و واقعبینانه، مبتنی بر واقعیتها نه نظریه یا ایدئولوژی.
In a practical and realistic way, based on facts rather than theory or ideology.
«او مسئله را به صورت عملگرایانه، با تمرکز بر راهحلهای قابل اجرا دنبال کرد.»
“She approached the problem pragmatically, focusing on workable solutions.”
«باید درباره بودجه به صورت واقعبینانه فکر کنیم، نه ایدهآلگرایانه.»
“We need to think pragmatically about the budget, not idealistically.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. هنگام تأکید بر واقعبینی معمولاً قابل جایگزینی با pragmaticly است، ولی pragmaticly معمولاً تأکید روی اقدام عملی دارد.
Common. Generally interchangeable with 'pragmatically' when emphasizing realism, but 'pragmatically' often implies practical action rather than just viewpoint.
رایج. گاهی قابل جایگزینی است ولی 'practically' همچنین میتواند معنی 'تقریباً' داشته باشد که 'pragmatically' ندارد.
Common. Sometimes used interchangeably but 'practically' can also mean 'almost' which 'pragmatically' does not.