بازگشت

pragmatically

prag·mat·ic·al·ly/præɡˈmætɪkli/
pragmaticdealing with things sensibly and realistically-allyin a manner of / relating to
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): pragmaticposition (جایگاه): end
به صورت عمل‌گرایانهبه طور واقع‌بینانه

به صورت عمل‌گرایانه و واقع‌بینانه، مبتنی بر واقعیت‌ها نه نظریه یا ایدئولوژی.

In a practical and realistic way, based on facts rather than theory or ideology.

«او مسئله را به صورت عمل‌گرایانه، با تمرکز بر راه‌حل‌های قابل اجرا دنبال کرد.»

She approached the problem pragmatically, focusing on workable solutions.

«باید درباره بودجه به صورت واقع‌بینانه فکر کنیم، نه ایده‌آل‌گرایانه.»

We need to think pragmatically about the budget, not idealistically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realisticallyبه طور واقع‌بینانه

رایج. هنگام تأکید بر واقع‌بینی معمولاً قابل جایگزینی با pragmaticly است، ولی pragmaticly معمولاً تأکید روی اقدام عملی دارد.

Common. Generally interchangeable with 'pragmatically' when emphasizing realism, but 'pragmatically' often implies practical action rather than just viewpoint.

practicallyعملاً

رایج. گاهی قابل جایگزینی است ولی 'practically' همچنین می‌تواند معنی 'تقریباً' داشته باشد که 'pragmatically' ندارد.

Common. Sometimes used interchangeably but 'practically' can also mean 'almost' which 'pragmatically' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000