predicted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·dict·ed/prɪˈdɪktɪd/
pre-beforedictsay, declare-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — پیش‌بینی شده

پیش‌بینی شدهمورد پیش‌بینی

که پیش‌بینی یا اعلام شده بر اساس اطلاعات یا شواهد قبلی

Forecasted or stated in advance based on information or evidence.

«هوای پیش‌بینی شده تمام روز آفتابی بود.»

The predicted weather was sunny all day.

«رویداد همان‌طور که پیش‌بینی شده بود رخ داد.»

The event occurred as predicted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forecastedپیش‌بینی شده

رسمی. معمولاً هم معنی با predicted.

Formal. Often synonymous with predicted.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000