بازگشت

purchase

pur·chase/ˈpɜːrtʃəs/
1verb (فعل)common
past (گذشته): purchasedpast participle (مفعولی): purchased-ing (حال): purchasing3rd (سوم): purchases
خریدنتهیه کردن

چیزی را با پرداخت پول آن به دست آوردن؛ خریدن.

To acquire something by paying for it; to buy.

«ما باید تجهیزات جدیدی برای دفتر بخریم.»

We need to purchase new equipment for the office.

«او یک نقاشی زیبا در حراجی خرید.»

She purchased a beautiful painting at the auction.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buyخریدن

روزمره. رایج‌ترین و کلی‌ترین اصطلاح برای به دست آوردن چیزی در ازای پول. 'من خواربار خریدم' درست است، 'من خواربار را خریداری کردم' نیز صحیح است اما کمی رسمی‌تر.

Everyday. The most common and general term for acquiring something in exchange for money. 'I bought groceries' works, 'I purchased groceries' is also correct but slightly more formal.

procureتهیه کردن

رسمی. اغلب به دست آوردن چیزی با دقت یا تلاش، یا برای یک هدف خاص، به ویژه برای یک سازمان اشاره دارد. 'دولت واکسن تهیه کرد' درست است، اما 'من قهوه تهیه کردم' غیرطبیعی به نظر می‌رسد.

Formal. Often implies obtaining something with care or effort, or for a specific purpose, especially for an organization. 'The government procured vaccines' works, 'I procured a coffee' sounds unnatural.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): purchases
خریدکالامورد خریداری شده

عمل خریدن چیزی، یا کالایی که خریداری شده است.

The act of buying something, or an item that has been bought.

«ماشین جدید یک خرید قابل توجه بود.»

The new car was a significant purchase.

«لطفاً مدرک خرید خود را نشان دهید.»

Please show your proof of purchase.

تفاوت با واژه‌های مشابه
acquisitionکسب

رسمی. اغلب برای خریدهای مهم یا استراتژیک، به ویژه توسط سازمان‌ها یا برای دارایی‌های بلندمدت به کار می‌رود. 'شرکت یک خرید عمده انجام داد' درست است، 'خرید خواربار من' بسیار عجیب به نظر می‌رسد.

Formal. Often used for significant or strategic purchases, especially by organizations or for long-term assets. 'The company made a major acquisition' works, 'My grocery acquisition' sounds very odd.

itemکالا

کلی. به هر شیء یا چیز واحدی اشاره دارد، نه به طور خاص چیزی که خریداری شده باشد. می‌تواند در متن به یک خرید اشاره کند، مثلاً 'موارد اخیر شما' در یک سایت خرید. 'این کالا تخفیف دارد' درست است، 'این خرید تخفیف دارد' نیز درست است.

General. Refers to any single object or thing, not specifically one that has been purchased. Can refer to a purchase in context, e.g. 'Your recent items' on a shopping site. 'This item is on sale' works, 'This purchase is on sale' also works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000