push on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊʃ ˈɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ادامه دادن

ادامه دادنبه راه خود ادامه دادن

با وجود سختی یا خستگی به راه یا کار ادامه دادن.

To continue moving or working despite difficulty or tiredness.

«خسته بودیم، اما ادامه دادیم.»

We were tired, but we pushed on.

«ادامه بده تا به روستا برسی.»

Push on until you reach the village.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000