push water uphill

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

push wa·ter up·hill/pʊʃ ˈwɔtər ʌpˈhɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کار بیهوده کردن

کار بیهوده کردندنبال کار ناممکن رفتن

کوشش کردن برای کاری که بسیار سخت یا تقریباً ناممکن است.

To attempt something extremely difficult or nearly impossible.

«عوض کردن نظر او مثل دنبال کار ناممکن رفتن است.»

Changing his mind is like pushing water uphill.

«بدون بودجه، پیش بردن این پروژه تقریباً ناممکن است.»

Without funding, the project pushes water uphill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000