put on the red light

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ɑn ðə rɛd laɪt/
phrase (عبارت)dated

عبارت — تن‌فروشی کردن

تن‌فروشی کردنوارد کار تن‌فروشی شدن

وارد کار تن‌فروشی شدن یا در آن کار کردن.

To become a prostitute or to work in prostitution.

«رمان می‌گوید او پس از ازدست‌دادن کارش تن‌فروشی کرد.»

The novel says she put on the red light after losing her job.

«این تعبیر قدیمی برای زنانی است که وارد کار تن‌فروشی می‌شوند.»

It is an old expression for women who put on the red light.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000