quick on one's feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌkwɪk ɑn wʌnz ˈfit/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حاضر جواب

حاضر جوابزرنگ و سریع‌العمل

توانا در فکر کردن و واکنش سریع در موقعیت دشوار یا غیرمنتظره.

Able to think and react quickly in a difficult or unexpected situation.

«یک پیشخدمت باید حاضر جواب و سریع‌العمل باشد.»

A waiter must be quick on their feet.

«او هنگام پرسش‌ها سریع و سنجیده واکنش نشان داد.»

She stayed quick on her feet during questions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resourcefulچاره‌جو

خنثی است. کسی را که راه‌حل پیدا می‌کند توصیف می‌کند، مانند «مدیر چاره‌جو»، اما بیشتر بر ابتکار تأکید دارد تا واکنش فوری.

Neutral. It can describe someone who finds solutions, as in 'a resourceful manager,' but it emphasizes ingenuity more than immediate reactions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000