quiet quit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

qui·et quitˈkwaɪət kwɪt
1verb (فعل)informalpast (گذشته): quiet quitpast participle (مفعولی): quiet quit-ing (حال): quiet quitting3rd (سوم): quiet quits

فعل — استعفای خاموش

استعفای خاموشکار را از سر باز کردن (بدون استعفا)

حداقل کار لازم برای شغل خود را انجام دادن و نه بیشتر، اغلب به عنوان نوعی اعتراض یا برای کاهش استرس، بدون استعفای رسمی.

To do the minimum amount of work required for one's job and no more, often as a form of protest or to reduce stress, without formally resigning.

«بسیاری از کارمندان به جای فرسودگی شغلی، استعفای خاموش را انتخاب می‌کنند.»

Many employees are choosing to quiet quit rather than burn out.

«او پس از سال‌ها احساس بی‌ارزشی، تصمیم گرفت استعفای خاموش دهد.»

He decided to quiet quit after feeling undervalued for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disengageعدم مشارکت

رسمی. می‌تواند هنگام اشاره به کناره‌گیری عاطفی یا ذهنی از کار قابل تعویض باشد، اما 'quiet quit' به طور خاص به کاهش تلاش بدون ترک کار اشاره دارد. 'Disengage' گسترده‌تر است.

Formal. Can be interchangeable when referring to emotional or mental withdrawal from work, but 'quiet quit' specifically implies a reduction in effort without leaving the job. 'Disengage' is broader.

متضادها
2noun (اسم)informal

اسم — استعفای خاموش

استعفای خاموشکم‌کاری بدون ترک کار

روشی که در آن فرد فقط حداقل الزامات شغلی خود را بدون تلاش اضافی یا شور و اشتیاق انجام می‌دهد.

The practice of doing only the basic requirements of one's job without extra effort or enthusiasm.

«شرکت متوجه گرایش به استعفای خاموش در میان کارکنان جوان خود شد.»

The company noticed a trend of quiet quit among its younger staff.

«استعفای خاموش اغلب پاسخی به مدیریت ضعیف است.»

Quiet quit is often a response to poor management.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disengagementعدم تعهد

رسمی. به فقدان کلی مشارکت یا تعهد اشاره دارد. 'Quiet quit' جلوه خاصی از عدم تعهد در محیط کار است.

Formal. Refers to a general lack of involvement or commitment. 'Quiet quit' is a specific manifestation of disengagement in a work context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000