quiet as a mouse

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

qui·et as a mouseˈkwaɪət æz ə maʊs
1phrase (عبارت)common

عبارت — مثل موش بی‌صدا

مثل موش بی‌صداساکتِ ساکت

فوق‌العاده ساکت؛ بسیار آرام و بی‌صدا، معمولاً برای توصیف رفتار افراد به کار می‌رود.

Extremely quiet; making very little or no noise, often used to describe a person's behavior.

«بچه‌ها در طول داستان‌خوانی مثل موش بی‌صدا بودند.»

The children were quiet as a mouse during the story time.

«او مثل موش بی‌صدا نوک پا وارد اتاق شد تا کسی را بیدار نکند.»

He tip-toed into the room, quiet as a mouse, so as not to wake anyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
silentساکت

رایج. در بسیاری از موارد برای توصیف عدم وجود صدا قابل تعویض است. با این حال، 'quiet as a mouse' به طور خاص بر سکوت عمدی یا قابل توجه تأکید می‌کند، در حالی که 'silent' می‌تواند فقط به معنای عدم وجود صدا باشد.

Common. Can be used interchangeably in many contexts to describe a lack of sound. However, 'quiet as a mouse' specifically emphasizes a deliberate or remarkable quietness, whereas 'silent' can just mean no sound.

noiselessبی‌صدا

رایج. اغلب اشیاء یا ماشین‌آلاتی را توصیف می‌کند که بدون ایجاد سر و صدا کار می‌کنند. گاهی اوقات می‌تواند برای افراد نیز به کار رود، اما 'quiet as a mouse' برای رفتار انسان‌ها اصطلاحی‌تر است.

Common. Often describes objects or machines that operate without making noise. It can sometimes be used for people, but 'quiet as a mouse' is more idiomatic for human behavior.

متضادها
2phrase (عبارت)common

عبارت — مثل موش آرام بودن

مثل موش آرام بودنبی‌صدا و بی‌حرکت

بسیار بی‌حرکت و نامحسوس بودن.

To be very still and inconspicuous.

«او مثل موش آرام نشست، امیدوار بود که دیده نشود.»

She sat quiet as a mouse, hoping not to be noticed.

«گربه مثل موش آرام منتظر ماند تا پرنده فرود بیاید.»

The cat waited quiet as a mouse for the bird to land.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000