real live

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·al live/ˌriəl ˈlaɪv/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more real livesuperlative (عالی): most real live

صفت — واقعی و زنده

واقعی و زندهواقعاً حاضر

واقعی و زنده یا حاضر بودن؛ برای تأکید بر خیالی نبودن کسی یا چیزی به کار می‌رود.

actual and living or present, used to emphasize that someone or something is not imaginary

«امروز با یک فضانورد واقعی ملاقات کردم.»

I met a real live astronaut today.

«آن‌ها در باغ‌وحش یک ببر واقعی و زنده دیدند.»

They saw a real live tiger at the zoo.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000