بازگشت

really

real·ly/ˈriːəli/
realactual or genuine-lyin a specified manner or to a specified extent
1adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): realposition (جایگاه): middle
واقعاًحقیقتاً

در واقعیت یا حقیقت؛ حقیقتاً.

In actuality or fact; actually.

«آیا آن واقعاً اتفاق افتاد؟»

Did that really happen?

«او واقعاً شغلش را دوست دارد.»

He really loves his job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
actuallyدر واقع. رایج. 'در واقع' بر حقیقت یا واقعیت تاکید می‌کند، گاهی بر خلاف انتظار. 'واقعاً' می‌تواند به معنای 'خیلی' هم باشد. 'من واقعاً به آنجا رفتم' شبیه 'من در واقع به آنجا رفتم' است. برای معنی 'در واقعیت' قابل تعویض هستند.
trulyبه راستی. کمی رسمی/ادبی. 'به راستی' اغلب به صداقت یا اصالت اشاره دارد، گاهی با حسی عمیق‌تر یا احساسی‌تر. 'من به راستی باور دارم' حس عمیق‌تری نسبت به 'من واقعاً باور دارم' دارد. برای تاکید بر حقیقت قابل تعویض است.
متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): degreeadjective (صفت): realposition (جایگاه): middle
خیلیبسیار

تا حد زیادی یا درجه‌ای بالا؛ خیلی.

To a great extent or degree; very.

«آن فیلم خیلی خوب بود.»

That movie was really good.

«من امشب خیلی خسته‌ام.»

I'm really tired tonight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
veryخیلی. رایج. به عنوان یک تقویت‌کننده کاملاً قابل تعویض است، اگرچه 'واقعاً' می‌تواند کمی تاکید یا تعجب بیشتری اضافه کند. 'خیلی سرد است' و 'واقعاً سرد است' اغلب برای بیان یک درجه از سرما به کار می‌روند.
extremelyفوق العاده. رسمی. 'فوق‌العاده' به درجه‌ای حتی بالاتر از 'خیلی' یا 'بسیار' اشاره دارد، اغلب فراتر از حد عادی یا انتظار. 'این فوق‌العاده مهم است' قوی‌تر از 'این واقعاً مهم است' است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000